ستاره مقدس

مهم نیست که تورس افتضاح بازی می‌کرد. مهم نیست که ژاوی و پویول با پرچم کاتالونیا شادی کردند. حتی مهم نیست که تا ششم اکتبر قسمت جدید پارک جنوبی منتشر نمی‌شود. مهم، قهرمانی اسپانیاست. مهم، تک ستاره‌ی پیراهنمان است. مهم، جامی‌ست که روی دستان کاسیاس مقدس بالا رفت و آرزوهای نه یک ملت، که یک دنیا را برآورده کرد.

Spain

حالا که مسابقات تمام شده وظیفه‌ی خودم می‌دانم که از عادل فردوسی‌پور هم تشکر ویژه‌ای کنم. گزارشگری که با تکه انداختن‌های بجا و مناسبش، گزارشگری فوق‌العاده‌اش و البته اطلاعات عمومی تحسین برانگیزش، خودش را هر روز به امثال کلایو تایلدِسلی و جان ماتسن نزدیکتر می‌کند؛ آن هم وقتی که امثال جواد خیابانی حتی زحمت گزارش کردن بازی را هم به خود نمی‌دهند.

کیفر

ویران شده. این اسم یک فیلم جدید و یا احیاناً مستندی شوک‌گونه درباره‌ی معتادان نیست؛ حال و روز این روزهای سینمای ایران است. البته سینمایی که امثال فرحبخش و رضویان نگاتیوهای بی‌سر و ته‌شان را به عنوان فیلم سینمایی روانه‌ی پرده‌ها میکنند نمی‌تواند اوضاعی بهتر از این هم داشته باشد. فیلمهایی که با برچسب عامه‌پسند بودن و با این دلیل که می‌فروشند ساخته می‌شوند…هر چند که همین فیلمهای به ظاهر عامه‌پسند هم در بیشتر موارد نمی‌فروشند.

نمی‌گویم که با سینمای عامه‌پسند یا تجاری مشکل دارم ( که در واقع از آن لذت هم می‌برم ). مشکل من با تعریف این آقایان از سینمای عامه‌پسند است. تعریفی که در آن کوچکترین ارزشی برای شعور و درک و فهم بیننده وجود ندارد. امثال فرحبخش فکر می‌کنند فیلمی که قرار است مورد پسند مردم باشد باید شعور مخاطبش را نادیده بگیرد، از یک داستان دو خطی استفاده کند و به شوخی‌های تکراری دلقک‌هایی چون جواد رضویان تکیه کند.

اینها را نوشتم که بگویم سینمای این مملکت در باتلاقی فرو رفته که خیلی‌ها نمی‌خواهند از آن بیرون بیاید. نوشتم که بگویم این سینما عامه‌پسند نیست…و اینکه نمایش کیفر در این فضای ویران شده چقدر قابل تقدیر است. فیلمی که بدون هیچ تبلیغ و اطلاع‌رسانی‌ای روانه‌ی پرده‌ها شده است.

Keyfar

کیفر فیلمی است با استانداردهای یک فیلم عامه‌پسند که می‌تواند جرقه‌ای باشد برای آینده‌ی بهتر سینمای عامه‌پسند ما. کیفر داستان پیچیده‌ای ندارد که میخکوبتان کند، اما همین داستان نه چندان پیچیده‌ی خودش را جوری روایت می‌کند که بعد از دیدن فیلم با خودتان می‌گویید بهتر از این نمی‌شد چنین داستانی را گفت ( به استثنای پایان بندی البته! ). بازیهای خوبی دارد و مریلا زارعی آن احتمالاً تا مدتها در ذهنتان باقی خواهد ماند؛ هر چند که بازی امیر جعفری ( با آن گریم فوق‌العاده‌اش ) و مصطفی زمانی هم انصافاً عالی است. کیفر دیالوگهای حساب شده‌ای دارد ( از حسن فتحی غیر از این هم نمی‌توان انتظاری داشت ) و البته باز هم به مشکل همیشگی فتحی، یعنی پایان بندی نامناسب، دچار است. مطمئناً کیفر بدون سکانس آخر فرودگاه چیزی را از دست نمی‌داد. البته جای امیدواری دارد که بجای ۲۵ دقیقه‌ی پایانی پستچی سه بار در نمی‌زد با یک پایان‌بندی ۳ دقیقه‌ای طرفیم :) اگر فتحی با همین روند پیش برود، احتمالاً فیلم بعدی‌اش را ۱۹ دقیقه قبل از آنچه باید، تمام می‌کند :)

به هر حال فیلم جدید حسن فتحی آن‌قدر خوب و خوش‌ساخت هست که ارزش دیدنش را حتی در این روزهای جام جهانی داشته باشد. شاید اگر این فیلم فروش خوبی در گیشه داشته باشد، امثال کیفر را بیشتر روی پرده ببینیم و حتی شاید روزی برسد که ما از این باتلاق بیرون آمده باشیم. کسی چه می‌داند؟ شاید حتی فتحی هم مشکلش را در پایان‌بندی فیلمهایش حل کند :)